تبلیغات
نون و القلم ( اولین وبلاگ ادبی دانش آموزی ) - شعر - محمد سعید فرج نظام
دوشنبه 8 اسفند 1384

شعر - محمد سعید فرج نظام

   نوشته شده توسط: رسولی    نوع مطلب :دبیرستان مفید۲ ،

لحظه نوروز

شعر سپید

"لحظه نوروز"

 

هنوز چند هفته مانده بود

همه در تكاپو

مادرم بیش از همه

دست روی خانه می كشید

پدرم میوه ها را جدا می كرد

خواهرم به سنجد های آخر كمد سلام كرد

این همه هیاهو برای چیست؟

همه می دانند

" لحظه نوروز"

غرق در فكر بودم

یكسال دیگر هم تمام شد

زمستانی در كسری از ثانیه

جای خود را به بهاری دیگر می سپرد

همه چیز یكباره عوض می شود

چند دقیقه تا لحظه مو عود بیشترنمانده است

هم خوشحال بودیم هم نگران

خوشحال از دیدن بهاری دیگر

نگران از سرنوشت ما در این سال

چقدر تقییر كرده ایم؟

هنوز همان بچه كوچك در بدنی بزرگتر یم؟

این افكار امانم را بریده بود

یا مقلب القلوب والابصار...